السيد موسى الشبيري الزنجاني
3816
كتاب النكاح ( فارسى )
18 / 1 / 1381 يكشنبه درس شمارهء ( 413 ) كتاب النكاح / سال چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : آيا مادر در امر نكاح فرزند صغير يا صغيرهء خود ولايت دارد ؟ در جلسه گذشته قسمتى از ادلهء نافيه ولايت مادر را بررسى كرديم و در اين جلسه ادلهء مثبته ولايت مادر را ذكر كرده ، بررسى آنها و ادامهء بررسى ادلهء نافيه را به جلسه آينده موكول مىكنيم . * * * كلام در اين بود كه آيا مادر در امر نكاح فرزند خود ولايت دارد ؟ تقريباً اجماع علماء خاصه و عامه بر نفى ولايت مادر در امر نكاح صغير و صغيره است . بلى علامه در مختلف تنها به ابن جنيد نسبت داده كه ايشان قائلند مادر در ازدواج دختر صغيرهاش ولايت دارد . قسمتى از ادلهء مرحوم صاحب رياض رحمه الله و مرحوم صاحب جواهر رحمه الله را در نفى ولايت ام بررسى كرديم و دلالت آنها را بر نفى ولايت ام نپذيرفتيم . از اينها كه بگذريم رواياتى در مسأله هست كه مىتوانيم به آنها براى نفى ولايت ام و ردّ ابن جنيد استدلال كنيم . قبل از بررسى اين روايات به بررسى ادلهء مثبته ولايت براى مادر مىپردازيم . الف ) بررسى ادله مثبت ولايت امّ : 1 ) روايت نبوى صلى الله عليه و آله : دليلى كه از قديم علّامه رحمه الله و ديگران براى مدّعاى ابن جنيد يعنى ولايت ام ذكر كردهاند ، روايت نُعيم بن عبد الله نحّام « 1 » است كه عامّه نقل كردهاند و در مختلف هم
--> ( 1 ) نحّام يعنى زياد سرفه كن كه صفت نُعيم است نه صفت پدرش كه عبد الله است . وى از بنى عدىّ است و قبل از خليفه دوم مسلمان شده است . در كتابهاى ما كه اين روايت را ذكر مىكنند نحّام را غلط ضبط كردهاند و آن را